X
تبلیغات
ســـــــــكــوت ِ شـــــب

دل نوشته های ســـــــاقی


يكــ شــب ِ نــاب ِ‌ بــهاري  با باراني بي امان ، كه گويي خــدا مشت مشت به شيشه ي ِ‌پنجره ي ِ‌اتاقم ميريزد تا پاك شود تا ناب تر و زيبا تر و بهتـــر به عالم ِ‌خارج از خودم بنگرم ....همان پنجره اي كه رابط ِ‌من است با عالم ِ‌مــعنا و تا چندي ديگــر قرار است از من دريــغ شــود .حكمتش را نميدانم اما ايمـان دارم به خــيــر بودنش و آينده اي ناب كه از راه ميرسد فقط بايد " حــال " و "احوال " را آذين بست و در انتظارش بود ...


## "خُــدا " بــرايم ، تنها يكــ واژه نــيـست ..يكــ دعوت است كه در درونم غوغا مي كــند " به خــود آ "....

به خود كه باز ميگردم "خدايي  " ميبينم كه درونم چه امپراطوري ِ‌با شكوهيي دارد ... ^_^


## امــشب = 1شـب فوق العاده بود(هواي خنك + تماشاي  بارون+ نسكافه + كلي مونولوگ هاي ِ خــــــاص )

 *_^


+ تاریخ شنبه شانزدهم فروردین 1393 ساعت 2:36 نویسنده ساقی |

من به همه چــــيز فكـــر ميكنم :


به


هزارمـــين پدر جد ِ  پيشين ِ پدري ام كه چگونه بوسه هايش را بر گونه  ي مادر بزرگ ميكاشت

و آيا اصلا" ميكاشت ...!؟؟


و

به


ذره اي كه در "عالم ِ ذر " به انتظار است تا روزي در رِحمم آن را حس كنم تا روز ِ‌ميلادش

و آيا از من متولد ميشود ...!!؟


و

به




زيستن ِ‌خويـــش و بخشيدن ِ‌زندگاني به ديگري و بدرود و صحنه را ترك كردن و جاي دادن به ديگر ....ان../

و اين "ديگران"  تا كجا ادامه دارنــد ...!!!؟



ســــــاقــــــــي


+ تاریخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 ساعت 3:14 نویسنده ساقی |


بعضي چيــزها هم هــســت كه وقتي بــرات پــيش مياد ،اون لحظه  حس مي كني زندگي شيرين ترين رويـاست ..

يكــ مزرعه ي ِ‌زيــبا

بوي ِ بارون روي ِ خــاك 

مردم ِ‌مهربون ِ‌روســتا كه پاكي ِ‌دلشون رو زلالي ِ‌چــشم هاشون شهادت ميده

هواي ِ‌خنــك كه طعم ِ‌شيطنتش رو روي ِ‌پوستت حس مي كنــي

پالتوي ِ‌پشميتو محكم تر به خودت ميپيچي

در حالي كه خوشحالي از حرفهايي كه شب گذشته با يك دوست رَدو بدل كـردي

نفس عميقي كه مي كشي و انگار قصد داري تمام ِ اكسيژن ِ موجودو يك جا معامله كني در ازاي ِ‌اين همه  احساس ِ خوبي كه داري ..

به سهراب فكر كني ،تكه هايي از اشعارشو كه توي ِ‌بايگاني ِ‌فكرت خاك خورده  بيرون مي كشي و با خودت زمزمه مي كني بعد وراي ِ همه ي ِ‌شعرهاش فكر مي كني كه چقدر سهراب و دوست داري  كه چقدر انسانهاي ِ‌پاك و ساده و اهل ذوق دوست داشتني اند حتي وقتي نباشند هم هستند و اميد ميدند و زيبايي هاي ِ‌دنيا رو به رگـ ِ‌احساست تزريق مي كنند ..


از خودم خجالت مي كشم ، براي ِ‌همه يِ بيقراري هاي ِ‌روزهاي ِ‌قبــلم

بعد بيخيال ميشم و خدارو شكر مي كنم براي رسيدن ِ "سپيدي " همان  كه هميشه شنيده بودم بعد از هر "شب ِ‌سـياه"  آمدنش قطعي است ..

خدارو شكر مي كنم از چيزي كه بهم بخشيد بعد از آن همه دلخوري ام از چيزي كه از من گرفته بود ..فكرمي كنم راست مي گفتند  كه اگرخدا رحمتي را بگيرد  رحمتي ديگر به تو مي دهد ..


پـــي نــوشـــت :

#اين يكــ وجــب جــاي ِ  مجــازي ، قطعا" حقــيقــي ترين جــايي است كه توش مي تونم راحت محتويات ِ‌درونمو خالي كنم و كمي نفــس راحــت بكــِشــَم.


ســــــاقــــــــي


+ تاریخ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ساعت 23:47 نویسنده ساقی |

حــذف ِ‌ كــليه  پـــستــهاي ِ‌ پـــيشـــين ...../


همين 53.gif



+ تاریخ دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 ساعت 19:47 نویسنده ساقی |